دیگر میخواهید اوباما به جمهوری اسلامی چه ارزانی کند؟ در پیام نوروزی شان می فرمایند:
"من بویژه میخواهم بطور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم."
(به نقل از زیرنویس فارسی ویدئو پیام اوباما که ظاهرا رسما از سوی دولت آمریکا در اینترنت پخش شده است.)
بله اشتباه نمی کنید. اوباما به "مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران" پیام داد. حالا "ملت باستانی" و "تمدن بزرگ ایرانی" و سایر هندوانه های ناسیونالیستی معمول که زیر بغل "ایرانیان" قرار میداده اند نه فقط به "مردم" که به "رهبران جمهوری اسلامی ایران" هم وصل شده است. (طفلی سلطنت طلبان و ملیون که همیشه موکل "ملت باستانی" بوده اند، حالا حاج آقا سیدعلی خامنه ای رقیب شان شده است!) و حتی بیش از این: رئیس جمهوری آمریکا "مردم" را در کنار "رهبران جمهوری اسلامی" قرار میدهد و پیام او به این کلیت و بویژه "رهبران" آن است. مبارک است! یه وقت آقای اوباما از تاج زاده و کردان و کیهان شریعتمداری جلو نزنند؟ "مردم ایران" که معمولا طرف خطاب اینگونه پیام ها بود حالا شد "مردم جمهوری اسلامی ایران" و در کنار "رهبران جمهوی اسلامی ایران". اوباما سنگ تمام میگذارد و با آن فارسی بامزه لهجه آمریکایی اش "ئی دی شوما" را به این مجموعه "مووبارک" میگوید!
ولی آیا عجیب نیست که خامنه ای روز بعد در مقابل این حاتم بخشی اوباما، یعنی هدیه "مردم" به "رهبران جمهوری اسلامی"، باز عشوه شتری بیاید و بله را نگوید؟
نه عجیب نیست. خلاف این میبود، عجیب بود.
فکر کرده اید برای چه آنهمه توی سر احمدی نژاد زدند (محکمتر از همه کیهان شریعتمداری زد) که سرجایت بنشین و به اوباما پیام تبریک نده؟
برای اینکه نزدیکی رسمی به آمریکا برای جمهوری اسلامی متضمن تغییرات گسترده سیاسی، ایدئولوژیک و حکومتی است. این برای رژیمی که روی پل سراط راه میرود بسیار خطرناک است. لذا خود آقا باید در راس هرگونه مناسبات با آمریکا، ولو پیام بازی و ویدئو بازی با اوباما باشد. تا مبادا لشکر از هم پاشیده و به جان هم افتاده اش در مسابقه برای نزدیکی با آمریکا گلوی همدیگر را بجوند و همین تعادل ناپایدار را هم بهم بزنند.
اما چه آقا بخواهد و چه نخواهد، پیام اوباما او را در موقعیت بازهم دشوارتری قرار خواهد داد. اگر با آمریکا راه بیاید آنوقت این حکومتی که سی سال با "مرگ بر آمریکا" شکل گرفته را در مقابل مردمی که بهترین های دنیا را میخواهند چگونه حفظ کند؟ و اگر کنار نیاید چگونه معضلات متعدد اقتصادی و سیاسی و حکومتی جمهوری اسلامی را بازهم در مقابل مردمی که در کمین او نشتسته اند، حل و فصل کند؟ این درد کهنه و 30 ساله جمهوری اسلامی از زمان اشغال سفارت تا به امروز است. زخمی که همیشه دهان آن باز بوده و بشدت چرکین است. پیام اوباما مرهمی بر این زخم نیست، فقط نمک بر آن می پاشد. (به قطعنامه پلنوم 30 حزب که در همین شماره چاپ میکنیم رجوع کنید.)
و این مستقل از این است که چیزی این وسط به اوباما برسد. اوباما هم مثل آقا دردش گران است. دو سه سال است که سیاست های نئوکنسرواتیستی آمریکا کاملا به گل نشسته است و حالا اوباما فکر میکند با برسمیت شناختن جمهوری اسلامی بعنوان یک همکار سیاسی غرب در منطقه میتواند معضلات و بن بست های سیاسی و نظامی آمریکا در عراق و افغانستان و منطقه را تخفیف دهد. این سیاست کلی معضلات و پیچیدگی ها دارد، مثلا فقط به فاکتور روسیه و یا مساله فلسطین دقت کنید، که اینجای جای پرداختن به آن نیست. ولی در مرکز آن یک توهم قرار دارد: ایجاد و باز تولید یک اسلام سیاسی رام شده و پروغرب در ایران. این آشکارا خواب و خیال است. اگر چنین چیزی شدنی بود، خاتمی و اصلاحاتش، یا پروژه جمهوری اسلامی دوم حجاریان و اسلام حقوق بشری شیرین عبادی ها و یا پروژه "رفراندم" سلطنت طلبان (که همه مبتنی بر تغییر تدریجی جمهوری اسلامی بود) در مقابل 18 تیر و کنفرانس برلین و حزب کمونیست کارگری و کارگران و زنان و جوانانی که آزادی و برابری و شادی و رفاه میخواهند، شکست نمی خورد. جمهوری اسلامی نه راه حل گورباچفی دارد، نه انقلاب مخملی و نه راه حل چینی. جمهوری اسلامی یک درد بی درمان دارد که بورژوازی در شوروی سابق و اقمارش و یا در چین با آن روبرو نبود. در ایران یک جنبش عظیم و گسترده چپ، متوقع، رادیکال و یک حزب سیاسی روشن و مجرب و پرنفوذ وجود دارد که انسانیت و بهترین های تمدن بشری را در سیاست نمایندگی میکند. مردم ایران حکم به رفتن جمهوری اسلامی داده اند و هرچه که بیشتر برای اجرای حکم خود پا به سیاست میگذارند پیش از پیش به چپ و حزب کمونیست کارگری میگرایند. آینده ایران را اوباما و خامنه ای یکطرفه تعیین نمی کنند، بلکه این "قطب سوم" است که حرف آخر را خواهد زد!
عیدی اوباما به جمهوری اسلامی و غمزه های خامنه ای هردو به مردم ایران حتی بیش از پیش نشان میدهد که حق با حزب کمونیست کارگری است. حالا همه روشنتر از هر وقت می بینند که چطور مردم مرغ عزا و عروسی بالایی ها هستند. چه وقتی که مثل دوره بوش علیه هم رجز خوانی جنگی میکنند و چه وقتی که بهم پیام میدهند، در همه حال تلاش شان اینست که چگونه حکومت اوباش اسلامی را آن بالا نگه دارند و یا از بالای سر مردم دست بدستش کنند. پیام اوباما اگر معنی واقعی برای مردم ایران داشته باشد این است که باید با اتکاء به قدرت انقلابی خود به میدان بیایند و کار جمهوری اسلامی را یکسره کنند. و این همان چیزی است که حزب کمونیست کارگری همواره برای آن تلاش کرده و بشدت مشغول سازماندهی و بسیج مردم در این جهت است.
این عیدی سخاوتمندانه اوباما همچنین دست اپوزیسیون راست را هم تا اطلاع ثانوی بیش از پیش می بندد. در جایی که اوباما قرار است با خود آقا وارد مذاکره شود دیگر چه جایی برای سلطنت طلب و جمهوری خواه و اصلاح طلب بیرون حکومت است؟ فوقش اینها میتوانند به آقا نق بزنند که بله را بگو یا در مقابل خوشخیالی های اوباما مودبانه سکوت کنند تا وقتی ارباب به ایشان نیاز پیدا کند. اما علی الحساب میدان مانور حتی محدودتری خواهند داشت. لذا میدان برای تعرض سیاسی چپ حتی مهیا تر از قبل میشود.
اما گفتیم تا اطلاع ثانوی، چونکه این "سیاست مذاکره با آقا" که ظاهرا فکر بکر اوباما است به جایی نمیرسد و فقط بن بست و سردرگمی های موجود هر دو طرف یعنی جمهوری اسلامی و آمریکا را تشدید میکند. دیر یا زود و به ناگزیر بورژوازی و در راس آن دولت آمریکا به تغییر سیاست مجبور خواهد شد. این تغییر میتواند خواب های شوم و خطرناک و دست بردن به اقدام نظامی و دامن زدن به تغییر تحولات کودتایی و رژیم چنج از بالا باشد، ولی همینطور میتواند غافلگیر شدن در برابر اوج گیری یک جنبش توده ای و انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و در نتیجه تلاش برای مهار چنین جنبشی باشد. اینجا دیگر دست زدن به ماجراجویی های نظامی و حل و فصل قدرت از بالای سر مردم برای بورژوازی بسیار دشوار میشود. این حالت دوم محتملتر است. در هر حال ما باید تضمین کنیم که جامعه ایران به راه دوم یعنی برپایی یک انقلاب عظیم علیه جمهوری اسلامی میرود. این تنها راه انسانی و مسالمت آمیز و کم مخاطره اوضاع ایران است. برای اینکه خطر اول را هم کاهش دهیم و یا از بین ببریم باید راه دوم را تقویت کنیم و به سیر اوضاع بدل کنیم. اینجا زمین بازی ماست و ما میتوانیم بقدرت انقلابی کارگران و مردم، با جلب حمایت مردم آزاداه جهان نه فقط بن بست جمهوری اسلامی را به نفع مردم ایران حل کنیم، بلکه دوره نوینی را در رهایی بشریت آغاز کنیم. به این اعتبار پیام اوباما را باید جدی گرفت و معنی واقعی و تبعات احتمالی آنرا وسیعا برای مردم توضیح داد و آنها را برای روزهای حساس و تعیین کننده ای در پیش است آماده کرد و حول حزب متحد و متشکل ساخت.