خاتمی بالاخره آمد. ولو اینکه "رهبر" و "ولی" ایشان بصراحت و با تحقیر به او تشر زده بود که "شاه سلطان حسین نمی خواهیم".
راستی اینهمه "شجاعت" را خاتمی یکدفعه از کجا بدست آورد؟ همان خاتمی که وقتی اختیار مجلس و دولت اسلام را یکجا داشت در مقابل یک "حکم حکومتی آقا" در مورد قانون مطبوعات زبانش بند آمد، چطور شد علیرغم عتاب تند آقا باز آمد؟
خیلی ساده، برای که "آقا" حتی دیگر به اندازه یک شاه سلطان حسین نیز نزد رعایای خودش اعتبار ندارد. گیرم فکر میکند آغا محمد خان قاجار است. اما حتی خاتمی "ترسو" هم دل و جرئت پیدا کرده که ببیند تا چه اندازه پشم و پیله "آقا" ریخته و درست عین "آغا" شده است. و این است کمدی خونین جمهوری اسلامی.
خونین! نه فقط اینکه هر روز خون مردم را میریزند. (همین حاج آقا "شاه سلطان حسین" در زمان "اصلاحات" اش لااقل دستش به خون کارگران خاتون آباد و قتل های زنجیره ای آغشته است، چه رسد به "آقا" که علنا میگوید باید "آغا" بود و در راه اسلام از کله مناره ساخت.) خیر، منظور ریختن خون همدیگر است. همانطور که همه پادشاهان و موبدان و ملاها و خان ها و آقا ها و آغا ها هر وقت لازم شد به آن نیز دست زدند. چشم پسران خود را در می آوردند و نزدیکان خود را گردن میزدند. پرونده جمهوری اسلامی پر است از ترور و اعدام و دواخور کردن همدیگر. از قطب زاده تا سعید اسلامی از مطهری تا حجاریان ماجرا ادامه داشته است. موضوع اصلا شوخی نیست. حاج آقا شکلاتی روز بعد از کاندیداتوری نزدیک بود کتک مفصلی با شعار "ما شاه سلطان حسین نمی خواهیم" و "مرگ بر ضد ولایت فقیه" نوش جان کند. شانس آورد که در مقابل "چماقداران" آقا، "محافظان" اصلاحات جناب حاج آقا شکلات را از دست مگس ها نجات دادند. مع الوصف روز بعدترش کیهان وی را به سرنوشت "بی نظیر بوتو" تهدید کرد. یعنی بمب! و به "ماهواره امید" پیوستن. بله خونین از نوع نزاع دستجات وحشی و خونخوار اسلامی.
باور کنید، این جمهوری اسلامی است. اگر اجازه دهیم ادامه حیات دهد، بدترش را هم خواهیم دید!
اما اگر خامنه ای فکر میکند "آغا ممحد خان" است، خاتمی هم حق دارد فکر کند کوروش کبیر است. چه چیز او مگر کمتر است؟ کم دروغ گفتن بلد است؟ از شارلتان بازی چیزی کم می آورد؟ میتواند با "اصلاحات" و از طریق فاضلاب و مارمولک بازی و لبخند زنان وارد شهر و بارگاه موبد اعظم بشود و بشرط اینکه باج و خراج مرتب پرداخته شود، به بابلی های گشنه و تشنه که ماهها در محاصره کریمانه ناجی حقوق بشری خود بوده اند اجازه دهد که خدای خودشان را بپرستند. یعنی همان بدبختی سابق، همان اوضاع سابق، همان حکام و موبدان و جنایات سابق بعلاوه باج و خراج کوروش کبیر! و تازه ایشان میتواند به کمک میدیای نوکر و آکادمی فاسد متن "اولین بیانیه حقوق بشر" را نیز در کنار "گفتگوی تمدنها" قاب بگیرد و بدیوار بکوبد!
بله منشاء "شجاعت" خاتمی اینجاست. در شرایطی که مرکب آقا و نظام بدجوری در گل گیر کرده او باید علیرغم ناملایمات آقا به میدان بیاید تا شاید "با مختصر آبروی باقیمانده" آقا و نظام را نجات دهد. واقعا چه آدم فداکاری است این خاتمی!
تنها مشکل خاتمی این است که ابتدا باید با رضا پهلوی و "وی او ای" صحبت کند و سرقفلی کوروش کبیر را بخرد یا دستکم برای مدتی قرض بگیرد. همینطور باید برود این بابلی های بخت برگشته که حاضرند کلاه به این گشادی را مجددا سر خود بگذارند از یکجایی پیدا کند. اگر حاج آقا شکلاتی یادش باشد مردم با 18 تیر و "آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه" و یا با تظاهرات کارگران کفش ملی و از جا درآوردن در مجلس و یا هو کردن شخص شخیص شان در دانشگاه عذر ایشان و نظام اش را خواسته بودند. حالا فکر میکنید دوباره فیلم را ریوایند میکنند؟
اما احمدی نژاد چه؟ او کجای این تاریخ پر افتخار است؟
او میتواند هرکه میخواهد باشد. هوخشتره، داریوش کبیر، خشایارشاه، شاپور ذوالکتاف، هلاکو خان، شاه اسماعیل صفوفی، و حتی خود امام زمان. او تیر خلاص زن بوده و از هیچ پادشاه و خان و سلطان و امام و جلادی چیزی کم ندارد. در این شاه سلطان بازی البته فکر میکند نادرشاه افشار است، که بقول یک دوست هندی، هنوز که هنوز است مادران هندی به بچه های بازیگوش میگویند: "بخواب، اگر نه میگم نادر بیاد بخوردت ها"! تنها مشکل احمدی نژاد این است که بنزین آتش کوهان شترهایش را کردان و محصولی (لابد بدون اطلاع ایشان!) بالا کشیده اند و بجایش دانشجویان عکس جناب "سونامی اسلامی" را در دانشگاه آتش می زنند و میگویند "فاشیست برو گمشو". با این همه فساد و دروغ و درهم ریختگی ایشان فی الواقع بیشتر مثل احمد شاه است، ولی از چاه چمکران به او الهام کرده اند که نادر شاه است. طفلی باور کرده است.
این است بساط مضحکه جمهوری اسلامی که به آن "انتخابات" میگویند. پیداست که "انتخابات" ایندفعه خیلی هم داغ و پر هیجان است. همه ارواح قدیمه و امامان و پادشاهان و جلادان و سرداران و همه وسائل از تقلب تا ارعاب و ترور و از جمله شورای نگهبان و رادیو بی بی سی و ویس او آمریکا به خدمت گرفته میشود تا مگر به اسم رای مردم و انتخابات یک شیاد و جانی و یا امام زمان دیگری از صندوق دربیاید. حتی شاهنشاه باراک حسین اوباما هم کارهایش را متوقف کرده و منتظر است تا نتیجه این شیره مالی اسلامی معلوم شود.
ولی پادشاهان و سلاطین گوناگون سورپرایز خواهند شد. این فرصتی است برای مردم تا بر سر کل اوباش اسلامی و صفوف آشفته شان بریزند و نه فقط جمهوری اسلامی که کل جامعه طبقاتی با شاه و شیخ و مالک و سردار و امام و سرمایه دار و "انتخابات" و ترور و میدیا و آکادمی و سایر مصائبش را برای همیشه به گذشته بسپارند. دیگر افتضاح و دروغ و جنایت و بعد گرفتن مشروعیت از مردم بنام "انتخابات"، دوره اش تمام شده است.