تبليغاتX
سخن روز

خوب حالا نوبت "نکته" شماره 4 منقد ما است. (1) یک نکته نسبتا کوتاه و البته شیرین. حسن بزرگ این نکته این است که محتوای سیاسی چپ حاشیه ای در ایران را بطور زنده و در سطحی مشخص در یک جمله  خطاب به ما بیان میکند: اگر شما در مورد موقعیت حزب کمونیست کارگری  راست میگویید آیا میتوانید به اندازه این "ما هستیم" سلطنت طلبان مردم را جایی جمع کنید؟

 

اگر یادتان باشد وقتی راستها (از برادران لیبرال دانشگاه، تا  کیهان شریعتمداری، تا صدای آمریکا) از وحشت "شبح لنین بر فراز ایران"  به تقلا افتاده بودند، چپ از همه جا بی خبر داشت به طرق مختلف آنرا انکار و مسخره میکرد. وقتی ما خودمان را نماینده سیاسی و حزب این "شبح لنین" اعلام میکردیم پیف پیف میکردند و از بیخ و بنیاد  دست بالا داشتن چپ در اوضاع سیاسی ایران را منکر میشدند. (و البته یکدفعه یک چیزی "چوبدستی" کنار می انداخت و قیام میکرد و بعد در لاک خود فرو میرفت!)  حالا هم همان حکایت دارد تکرار میشود. ولی بطور دست دوم و مسخره. یعنی حتی چوبدستی هم زیر بغل منقد ما دیده نمی شود.  در حالیکه خود سلطنت طلبان در کنگره شان از قدرت کمونیستها پریشان شده اند، در هرحالیکه کیهان شریعتمداری هم به رشد مارکسیسم در دانشگاه اعتراف میکند، یا هجاریان یک مشکل خاتمی را "رسانه های قوی در دو سه سال اخیر" میداند و فرماندهان ناجی از ترس "اغتشاشات اجتماعی نظیر 18 تیر" خود را آباد کرده اند، منقد محترم ما "ما هستیم" را به رخ ما میکشد! ما شنیده بودیم که "جامعه چپ خود را بزرگ میکند". حالا باید اضافه کنیم البته موجودات عجیبی هم هستند  که راست جامعه را بزرگ میکنند تا مگر در مقابل چپ جامعه عرض اندامی کرده باشند و بگویند "ما هستیم"! این است داستان سرگردان عزیز ما و "ما هستیم". بخوانید و قضاوت کنید:   

 

۴- توهمات مزمن. حميد تقوائى ميگويد: "جمهوری اسلامی مانور نیروهای امنیتی می گذارد، حکم اعدام می دهد و برای جنبش چپ جامعه خط و نشان می کشد و شما کاملاً متوجه می شوید که همه اینها عکس العمل به جنش های اعتراضی مردم و به حزب انقلابی مردم، یعنی به حزب ما است. دارد با ما ــ با حزب ما ــ مقابله میکند." اگر حکومت کل اوباش را عليه حزب به خيابان ريخته چرا شما قادر نيستيد يک اعتصاب ساده در نفت يا مراکز بزرگ راه بياندازيد؟ چرا نميتوانيد به اندازه "ما هستيم" سلطنت طلبان مردم را در جائى جمع کنيد؟ اين توهمات مادام که وسيله تشکيلات دارى است خطر ندارد اما اگر در يک عمل سياسى ضرب شود فاجعه مى آفريند. ما صميمانه اين را هشدار ميدهيم.

 

1) اول باید از "هشدار صمیمانه" منقد محترم با تشکر امتناع کنیم. ایشان حتی در صمیمت شان با چهار دست پای "نمی شه"، "نکنید"، "هیچی نیستید" فرود می آیند. ایشان "صمیمانه هشدار" میدهند: "تشکیلات داری" آری، "عمل سیاسی" خیر! "فاجعه" میشود!  یعنی وقتی هم که خیر خواه ما میشوند میگویند: مبادا "عمل سیاسی" بکنید! بروید تشکیلات داری کنید!  به "توهمات مزمن" ایشان بعدا میرسیم. اما حتی اگر فرض کنیم که ما در موقعیت حزب و جنبش مان در توهم هستیم، باز ترجیح میدهیم که با همین "توهمات" به "عمل سیاسی" دست بزنیم! میدانید چرا؟ بخاطر لج بازی با منقد محترم و اینکه چیزی در جواب شان گفته باشیم نیست. به این خاطر است که تاریخ واقعی، مبارزه طبقاتی، یک عنصر فعاله دارد و آنهم معمولا عبارت از همین "توهمات" و یا صحیح تر ارزیابی ها  و تصوراتی است که جنبش ها و احزاب از خود دارند. در دنیای واقعی بدون این "توهمات" حتی نمیشود قدم از قدم برداشت. لذا  ما ترجیح میدهیم بر اساس "توهمات" خود عمل سیاسی کنیم و نه تشکیلات داری!

 

یک بار دیگر می بینید که چگونه متد چپ حاشین نشین همانا متد هیچ کاری نکردن است.  متد منشویکی است که حتی جایگاه "توهمات" احزاب به خود را نمی فهمد. وزرات اطلاعاتی ها از این "توهمات" ما وحشت کرده و به دست و پا افتاده اند. سلطنت طلبان در کنگره شان آیت الکرسی میخوانند.  اما هشدار منقد خیرخواه ما این است که "تشکیلات داری" کنید! در ضمن می بینید که  حزب و تشکیلات از نظر اینها دقیقا همان "قوطی بگیر بنشان" است. در بهترین حالت تشکیلات داری است. حتی اگر واقعا ایشان فکر میکرد ما دچار توهم هستیم می بایست ما را "صمیمانه" به عمل سیاسی دیگری فرامیخواند، نه "تشکیلات داری".

 

2) موقعیت  منقد ما وقتی مضحک تر میشود که توجه کنیم ما بر اساس همان "توهمات" فی الحال به عمل سیاسی دست زده ایم. چیزی که البته ایشان را به فریاد "آی پوپولیست" و "آی توهم" واداشته است.  بحث حزب و قدرت دوگانه دقیقا در پاسخ به همان ارزیابی است که حمید تقوایی اینجا از موقعیت "حزب ما"  و "جنبش چپ جامعه"  و "جنبش های اعتراضی مردم" ارائه میدهد. اگر این ارزیابی را نداشتیم به صرافت بحث حزب و قدرت دوگانه نمی افتادیم. پس دوست ما دقت کنند اگر حتی اینرا "توهمات" و  "وسیله تشکیلات داری" پنداشته اند، تشکیلات ما چنان است که وقتی میخواهی آنرا نگاه داری باید به قدرت دست ببری! "توهمات" ما چنان است که وقتی آنرا باور کنی باید کل جامعه و طبقه کارگر را به متشکل شدن حول حزب و ایجاد یک قدرت بدیل در برابر جمهوری اسلامی فرابخوانی!  ما برای اینکه "تشکیلات داری" هم بکنیم مجبوریم "مدعی العموم سیاسی" مردم بشویم! چه کنیم دوست عزیز، خیلی ببخشید که دچار چنین "توهمات مزمن"ی هستیم.  راست میگویید این توهمات خیلی "مزمن" است. از زمان لنین! برای ما لااقل از وقتی که بحث حزب و قدرت سیاسی در بین ما طرح شد. و فورا برادران طبقاتی ایشان فریاد "آی توهمات" را سرداده بودند.  ولی منقد محترم، مقایسه کنید، این دنیای "متوهم" ما بسیار فعالتر و شادابتر و سیاسی تر و تاثیر گذارتر از دنیای بوف کوری و سرگردانی سیاسی امثال شما نیست؟

 

3)  منظور منقد ما از "عمل سیاسی" طرح بحث قدرت دوگانه و این چیزها نیست. ایشان احتمالا این را "عمل سیاسی" نمی داند. لااقل در آن جمله منظورش از "عمل سیاسی" همانا  اعتصاب و تظاهرات و در واقع آکسیون اعتراضی توده ای است. وگرنه تلویزیون داشتن و میلیونها را خطاب قرار دادن که عمل سیاسی نیست. "توهمات" و "دنیای مجازی تلویزیون" است.   بردن این بحث بین میلیونها که مردم باید حول این حزب متشکل شوید، باید این حزب را در هر محله و کارخانه و مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و اداره درست کنید و بصورت یک قدرت سیاسی علیه جمهوری اسلامی قیام کنید، که عمل سیاسی نیست. این که هر روز مردم بیشتری با این طرح و نقشه حزب همراه میشوند و حتی اگر بیایند و  حرف بزنند و تماس بگیرند که عمل سیاسی نیست.  اگر شما بخودتان "توهم" داشتید و مردم هم باور کردند و دچار همان توهم شما شدند  که فایده ندارد. اینها هنوز "توهمات" است. و تازه همه اینها از "توهمات مزمن" ناشی شده است!  حتی اگر کسی را از زیر چوبه دار نجات بدهی، شعارهایت از سر و روی جامعه و اجتماعات اعتراضی بالا برود و غیره اینها عمل سیاسی نیست. تظاهرات آقاجان! اعتصاب! همین امروز حزب کمونیست کارگری فراخوان بدهد و مردم به خیابان بریزند. به این میگویند عمل سیاسی.  عمل سیاسی یعنی اینکه "یک اعتصاب در صنعت نفت و مراکز مهم" برپا کنید. به اندازه "ما هستیم" مردم را جایی جمع کنید.

پایین تر به موقعیت راست و چپ و موقعیت عینی حزب و جنبش ما  حتی در سطح آکسیون های و اعتصابات و تظاهرات ها میرسیم و می بینیم که منقد ما چگونه مقهور راست است.  ولی اینجا فعلا  به مغلطه سطوح بحث و تقلیل عمل سیاسی به اعتصاب و تظاهرات دقت کنید. و این اشتباه لپی نیست. همان متد انفعالی و منشویکی وقتی به فراخوان دادن به آکسیون های توده ای میرسد همین اندازه سطحی و بچه مدرسه ای و غیر مسئولانه و هپروتی است. مثلا میخواهد وانمود کند که  ایشان اهل کاری است لذا یک دفعه از روی ده تا مانع واقعی و عملی  میپرد و بطور انتزاعی و تخیلی "عمل سیاسی" برای شما تعریف میکند که در واقع "فاجعه" است.  ایشان توجه ندارد که  عمل سیاسی به معنی تظاهرات ها و اقدامات توده ای به فراخوان حزب،  صرف نظر از ملزومات و شرایط دیگر، اتفاقا باید از فاز خنثی کردن "اوباش اسلامی در خیابان" بگذرد. یعنی همان چیزی که ما میگوییم اوباش را به خاطر ما آورده اند. آنوقت دوست ما میگوید: نه بخاطر شما نیاورده اند، اگر راست میگویید بیایید خیابان تا ما ببینیم بخاطر شماست!! منقد ما حتی متوجه نیست که با این حرف خودش اولا دارد بطور معکوس مشاهده ما را تایید میکند، ثانیا گرچه ظاهر دلسوزانه میگیرد و ما را از "فاجعه" میترساند در عین حال ما را به یک جور فاجعه فرامیخواند! این است تمام صمیمت یک چپ حاشیه ای و سرگردان. این است جلوه ای از درک این چپ از سطوح مختلف مبارزه و تاکتیک ها و فراخوانهایی که یک حزب جدی سیاسی کمونیستی و خلاف جریان باید در نظر گیرد.

به این تناقضات عجیب و غریب باید این را اضافه کرد که حمید تقوایی دقیقا  دارد آن وضعیت واقعی را می بیند و برای اینکه حزب کمونیست کارگری به وقت خود توده های میلیونی را در خیابان سازماندهی و هدایت کند راه حل واقعی به حزب نشان میدهد. یعنی همان بحث "حزب و قدرت دوگانه"  که موجب کلی اعتراض و اینهمه "نکته" نگاری های جورواجور منقد محترم شده است. واقعا ایشان به کجای این شب تیره قبای تناقضاتشان را بیاویزند؟  

 

4) اگر خاطرتان باشد در بخش دوم این نوشته ما از دوقطبی متافزیکی "حزب و جنبش" نزد دوست منقدمان صحبت کردیم و گفتیم که ایشان این دو را یا در مقابل هم قرار میدهد و یا از هم جدا میکند و خلاصه بدون یکدیگر می بیند. وقتی ما میگوییم حزب فورا می پرد وسط و میگوید "کو جنبش تان"؟، آی "حزب همه چیز، جنبش همه چیز"!  و وقتی که میگوییم جنبش مان، فورا میپرد وسط میگوید "کو حزبتان"، "توهمات است"، "پوپولیسم است". " وسیله تشکلات داری" است.  این نکته چهارم شاهدی است بر آنچیزی که قبلا اشاره کرده بودیم. بعلاوه اینکه یک حالت بدیع از دوقطبی حزب و جنبش را هم  نزد ایشان نشان میدهد.  حمید تقوایی بروشنی دارد از موقعیت چپ جامعه و جنبش های اعتراضی مردم و رابطه متقابل حزب ما در قبال آن و کل این پدیده در مقابل حکومت صحبت میکند، ایشان  که راهی برایش نمانده که با دوقطبی اش یه قل دوقل کند به صحرای کربلا میزند: اگر راست میگویید چرا یک اعتصاب نمی توانید سازمان دهید! ما را  از جنبش مان جدا میکند، جنبش مان را از ما جدا میکند، در عالم انتزاع خودش ما را دست خالی روانه جنگ میکند. در عالم خیال خود شکست مان میدهد و در عین حال به ما  صمیمانه هشدار میدهد. و متوجه نیست ایشان نه فقط علیه حزب که علیه جنبش هم هست.  حاضر است آن جنبش را جزو راست به حساب آورد تا شاید ما را به حساب نیاورد!

 

5) خوب حالا باید ببینیم ارزیابی که حمید تقوایی ارائه میدهد درست است یا نه. گرچه بحث حمید تقوایی در یک کانتکس عمومی تری مطرح میشود، اما چون منقد ما فکر بکری به خرج داده و موضوع را به سطح اعتصابات و اعتراضات تقلیل داده است بگذارید ما هم به همین محدود بمانیم. شش ماه گذشته را در نظر بگیرید.  جدال سیاسی در جامعه، جدال بین حکومت و مردمی که از این وضع به جان آمده اند در سطح بروزات عیان آن یعنی اعتصابات و تظاهرات از چه قرار بوده است؟

تعداد بسیار زیادی اعتصابات و تظاهرات و اجتماعات و عمل مستقیم کارگری داشته ایم. در شهرها و مناطق مختلف. از هفت تپه تا سنندج تا تهران و شهرهای دیگر. اگر اشتباه نکنم درست همانروز که ناجا مانور وحشت گذاشته بود کارگران کیان تایر در تهران جمع شده بودند و اعتراض میکردند. این اعتصابات از کجا آمده است؟ نیروی کدام جنبش اجتماعی است؟ چه افقی بر آنها حاکم است؟ کدام حزب سیاسی آنها را در سیاست نمایندگی میکند؟ نکند این ها هم جزو "ما هستیم" است؟ از شوخی گذشته،  نمی خواهم بگویم که گرایشات راست در این اعتصابات هیچ جایی ندارند. بعدا به موقعیت راست اشاراتی خواهیم کرد. اما روشن است که این اعتصابات و جنب و جوش کارگری قطعا به "جنبش چپ جامعه" (یعنی همان که حمید تقوایی میگوید) تعلق دارد. حتی با نگاهی به شعارها و شیوه ها و رادیکالیسم کارگران هیچ تردیدی نیست که این حرکات چپ است و بدجوری هم چپ است. اما بویژه به این دلیل چپ است که نهایت سیاسی این اعتصابات و این تلاش کارگران در ایران هم بصورت برنامه سیاسی روشن، هم بصورت تاکتیک و شعار و شیوه مبارزاتی و هم بصورت حزب سیاسی قوی و پرنفوذ متعین شده است. کارگران اعتصاب میکنند، حزب شان آنها و  مردم را به قدرت دوگانه فرامیخواند. محتوای سیاسی و طبقاتی این اعتصابات را نه فقط بیان میکند که در سیاست به معنی وسیع نمایندگی میکند. اگر کسی فکر میکند اعتصابات کارگری در ایران در حد صنفی و سندیکایی محدود میماند، بعبارت دیگر اگر کسی میخواهد اعتصابات کارگری جاری در ایران را به راست تقدیم کند، میل خودش است. اما اگر "توهمات مزمن" کسی داشته باشد همین است. سلطنت طلبان به شهادت کنگره شان از این گونه توهمات ندارند.  کارگر در سیاست امروز ایران نه با حزب توده نه با فدایی که با منصور حکمت و یک دنیای بهتر و حزب کمونیست کارگری نمایندگی میشود. دوست عزیز با اعتماد به نفس به شما میگوییم که ما در این شش ماه گذشته صدها اعتصاب سازمان دادیم و برپا کردیم. نه به فراخوان حزب نه الزاما حتی در ارتباط با حزب، ولی آن اعتصابات مبارزه و تلاش جنبش ما است و حزب آن جنبش ما هستیم.  

 

حال کمی به تظاهرات و اجتماعات توده ای بپردازیم. در این شش ماهه ما با حرکاتی نظیر اجتماعات پرشکوه جشن کودکان در سنندج و تهران و شهرهای دیگر کردستان، با اعتراضات مکرر دانشجویان و با یک 16 آذر بی نظیر روبرو بوده ایم. نکند این اجتماعات و اعتراضات مال سلطنت طلبان و راست جامعه  بوده است؟  در مورد جشن کودکان که روشن است کارگران بانی آن بوده اند. تنها کسی که تماما در سیاست وا داده است و تصمیم گرفته است راست باشد میتواند جنبش حقوق کودک در ایران را بعنوان عرصه خودنمایی چپ و انسانیت در سیاست از قلم بیندازد.  اما دانشگاه چه؟  آیا واضح نیست که تلاش مشترک برادران لیبرال، وزارت اطلاعات و صدای آمریکا برای مقابله با "شبح لنین" پارسال، یعنی آنهمه دستگیری و بگیر و ببند دانشجویان چپ به جایی نرسید و 16 آذر امسال وسیع تر و توده ای تر و سرشار از شعارهای چپ و سرنگونی طلبانه بود؟ آیا معلوم نشد راست فقط تا آنجایی توانست خودی نشان بدهد که اولا مجبور شد پشت شعارهای چپ برود و ثانیا به رانت امنیتی اش اتکاء بکند؟ آیا روشن نیست که دانشگاه در ایران چپ ترین محیط سیاسی دنیای امروز است؟  خوب سوال این است که اینها را در سیاست چه کسی نمایندگی میکند؟ فردا که رانت امنیتی راست حتی کمی شل بشود، فردا که دیگر تحکیمی ها و جوجه لیبرالهای هجاریان نتوانند زیر سایه ترساندن بقیه از بسیج و زندان و تعلیق، تریبون را قبضه کنند، آنوقت دانشجو کدام پرچم سیاسی را بلند میکند؟ فکر کرده اید میگوید ما شاه میخواهیم؟ حتی فکر کرده اید میگوید ما لیبرالیم و جنبش "پرو دمکراسی" هستیم؟ بازهم میگوییم اگر چیزی توهمات باشد همین ها هستند. دمکراسی و لیبرالیسم در ایران شانسی ندارد. میدانید چرا؟ چون با یک طبقه کارگری روبروست که نمی شود کلاه لیبرالیسم را سرش گذاشت. میدانید چرا؟ چون مارکس در سیاست ایران نمایندگی میشود.  چون ما هستیم. ادبیات منصور حکمت و سخنرانی های حمید تقوایی و پراتیک حزب کمونیست کارگری هست. البته بعلاوه اینکه  بورژوازی ایران لیبرال و حتی دمکرات نیمبند هم نمی تواند از خود بیرون بدهد. دوره اش گذشته است دوست عزیز.  خاتمی و هجاریان اوج لیبرال بازی بورژوازی بود و دیدیم که در مقابل چپ جامعه چه بلایی سرش آمد. راست اگر لیبرال تر از خاتمی و هجاریان هم بشود فقط از زور چپ و برای مهار انقلاب است. اما فراموش نکنید که ما اینجا هستیم. ما چه به مثابه جنبش و چه حزبمان. دانشگاه در ایران خواب نما نشده که چپ شده است. دانشگاه دنباله جامعه است و به اعتبار چپ در جامعه چپ شده است. هر اندازه هم خود نقش مستقلی داشته باشد با کمی بالا و پایین آن چپ جامعه را منعکس خواهد کرد. حزبی که همه اینها را در سیاست نمایندگی میکند و با روشنی و شفافیت از روز اول برایش جنگیده است ما بوده ایم. هر نیروی چپ دیگری هم اگر هست ما حسود و بخیل شان نیستیم. این گوی و این میدان، دستشان را به گرمی میفشاریم. اما اگر بخواهند با لطایف الحیل به راست تقدیم اش کنند بدانند که با ما طرف هستند. بدانند که با همان معضلی روبرو میشوند که راست روبرست.  حزب جنبش چپ جامعه در ایران ما هستیم. پس اگر حکومت برای چپ خط و نشان میکشد (چنانکه از حمید تقوایی نقل کرده اید) برای ما خط و نشان میکشد.

 

البته جنبش ها و اعتراضات دیگری هم هست. نظیر مبارزه تعطیل ناپذیر علیه حجاب  و آپارتاید جنسی. مبارزه علیه مجازات اعدام. یا جنبش خلاصی فرهنگی جوانان و اعتراضاتی نظیر تظاهرات جوانان آریاشهر. ولی فکر کنم همان موارد بالا برای بحث ما کافی باشد. خوب،  از آن طرف حکومت در مقابل چه کرده است؟ روشن است، 27 مرحله از طرح امنیت اجتماعی گذاشته که یکی پس از دیگری شکست خورده است. اعدام راه انداخته که نه فقط کسی را مرعوب نکرده که خود موجی از اعتراض علیه اعدام را موجب شده است. (البته در این میان حزب ما اصلا کاره ای نبوده است!)  نیروی انتظامی علیه جامعه و با هدف اعلام شده "جلوگیری از اتفاقاتی نظیر 18 تیر" اعلام مانور کرده  که روز خودش مردم در خیابان به ایشان خندیدند.  خب انتظار داشتید این مانور ناجا و آن اعدام ها و تلاش های حکومت برای حفظ خود علیه کی راه افتاده باشد؟ علیه خاتمی چی ها و تحکیم وحدتی ها یعنی علیه خودشان؟ علیه سلطنت طلبان؟ علیه راست؟ یا علیه چپ؟ خیلی روشن است که اقدامات حکومت بویژه علیه چپ جامعه است. باز نمی خواهم راست را دست کم بگیریم. اما فراموش نکنید اگر ما نبودیم، اگر کارگر و اعتصابش نبود، اگر حزب کمونیست کارگری و منصور حکمت نبود، راست از سلطنت طلب تا جمهوریخواه تا حالا صدباره با جمهوری اسلامی ساخته بود. در مقطع خاتمی حاضر بود سازش کند و ما نگذاشتیم. در مقطع علم کردن شیرین عبادی سراسیمه اعلام آمادگی کرد و ما نگذاشتیم. با شعار "رفراندم" به جمهوری اسلامی پیام مصالحه داد و ما افشا و از میدان بدرشان کردیم. به بهانه تهدید جنگ صراحتا اعلام کرد که کنار احمدی نژاد قرار میگرد و ما افشایشان کردیم و گفتیم راست روی موقوف. این کارها را حزب کمونیست کارگری کرده است دوست عزیز. الان هم باور کنید آنچه حکومت را به شدت ترسانده است این است که در وضعیت یک فلج اقتصادی وحشتناک، در شرایط بن بست های شدید بین المللی، در شرایط شدت گیری تناقضات درونی اوباش اسلامی حاکم، یک حزبی هست  که هر روز دارد به مردم میگوید راه رهایی از شر جمهوری اسلامی این است که حول پرچم انسانیت منصور حکمت متحد شوید. راهش تحزب است. اگر میخواهید تظاهرات راه بیندازید باید حزب داشته باشید. اگر میخواهید قیام کنید باید حزب داشته باشید. اگر میخواهید ارتش سرخ درست کنید و از زندگی و مدنیت و انقلابتان دفاع کنید باید حزب داشته باشید. آن چیزی که حکومت را میترساند.  دقیقا همین است که به  آن اعتصابات و اعتراضات وسیع کارگران و توده های ناراضی شکل و معنایی بسیار "خطرناک" میدهد یعنی حول یک حزب بصورت قدرت سیاسی درمی آورد. باور کنید حمید تقوایی کاملا درست میگوید. دقیقا  آنچیزی جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته است که حمید تقوایی یک قدم آنطرفترش را هم نشان داده است. یک حزب کمونیستی کارگری وسیع و پرقدرت که کارگران و مردم را بصورت قدرت مدعی، قدرت بدیل، متشکل میکند. 

 

6) حالا کمی هم به موقعیت راست و "ما هستیم" که چشم منقد ما را گرفته است بپردازیم. اما قبل از آن یک نکته را بطور خلاصه یادآور شویم.  منقد زیرک ما متوجه نیست و یا هست و میکوشد پنهان کند که اینهمه بالا و پایین رفتن برای این است که بفرمایند "چپ ضعیف است و راست دست بالا دارد". این تز شناخته شده ای است که ناخدای یک "زورقی"  آنرا فریاد میزد و غریقان را به آن فرا میخواند. ناخدا با وجود آنکه کلی "دیکنز" خوانده بود و کنگره مخفی گرفته بود اما احتمالا علیرغم میل باطنی و بهرحال  با تحقیر و  نامهری دست رد بر سینه منقد ما زد. ولی منقد عزیز با وجود آنکه نقد ما و نقد واقعیت آن زروق را به در و دیوار کوبیده هنوز دست بردار نیست.  آن تز نخ نما شده را حالا دارد با کلک مرغابی "ما هستیم" به این شکل مضحک مطرح میکند. گی کفته مانور حکومت علیه چپ و علیه حزب شماست. چرا باشد؟ شما که نمی توانید یک تظاهرات مثل "ماهستیم" سازمان دهید کجای کار هستید! بالاتر لیست تظاهرات و اعتصابات ما و ربطش با حزب را گفتیم تا معلوم شود کسی که آنهمه را کنار گذاشته و "توهمات" ما حساب میکند گرچه نه جسما اما قطعا روحش در آن زورق "راست دست بالا دارد" حضور دارد.  این شاید تسلی برای  کام تلخ ایشان باشد.

 

7) اما منقد ما حتی بلد نیست نقطه قوت های راست را بیان کند. نقطه قوت راست در ایران در تظاهرات ها و اقدامات توده ای نیست. راست باید ابله باشد که روی این حساب کند. یادتان باشد که ما قبلا گفته ایم تحولات اگر در پروسه انقلابی و یا حتی انتخاباتی پیش برود ما می بریم. هرجا که راست به توده مردم رجوع کند و آنها را به خیابان و به اعتراض بکشد تردید نکنید که ما چپ ها، ما حزب کمونیست کارگری عرصه را از آنها میگیریم. نقطه قوت راست، چه در اپوزیسیون و چه در پوزیسیون، در به میدان کشیدن توده مردم نیست. نقطه قوت آنها در  بند و بست از بالا و کودتا و ضد کودتا  و اتفاقا از میدان به در کردن مردم است. در اوضاع کنونی ایران هرجا توده وسیع مردم به میدان بیایند ما با کمال اشتیاق حضور پیدا خواهیم کرد، چون گوش شنوا برای حرفها و سیاستهای ما هست. ما در کنگره سوم گفتیم ما حزب اکثریت هستیم حتی اگر این اکثریت نداند. امروز که میتوان ادعا کرد توده وسیعی اینرا میداند!  در نتیجه اگر "ما هستیم" کسی را دور خودش جمع کند باعث نگرانی ما نمی شود، این تازه عرصه ای برای کار ماست.  

اما باید دقت کرد راست، خواه سلطنت طلب باشد، خواه ناسیونال فاشیست باشد، خواه لیبرال هجاریانی باشد، هریک بدرجاتی از رانت امنیتی برخوردار اند. به این دلیل که میتوانند با شعار "نیروی انتظامی برادر ماست"، "یا حسین ما هستیم" (این شعار را همین دیروز  در تلویزیونشان دیدم!) "خلیج همیشه فارس" و نظیر این بخشا با رژیم اسلامی همراه یکنند و حتی تظاهرات راه بیندازد. تحکیم وحدت میتواند از یکطرف با هجاریان و عبداله نوری (یعنی کسانی که ما به قدرت برسیم تحویل دادگاه جنایات علیه بشریت میدهیم شان) دست بدهد و در عوض تریبون 18 آذر را تحویل بگیرد و برداران بسیجی مزاحم شان نشود. چون دستشان در دست هم است. ولی حتی این رانت امنیتی راست هم تا آنجا از جانب حکومت اسلامی رعایت میشود که پشت راست خطر چپ را نبیند. "ما هستیم" اتفاقا از آن مواردی بود که حکومت را ترساند. چون فورا این را تشخیص داد که این حرکت در  آنجا که گردانندگان "ما هستیم" انتظار دارند توقف نمی کند. بلکه فراتر میرود و لذا تا آنجا که بیاد دارم بطور وحشیانه ای به تظاهرات های مشهد و تهران حمله کرد و صدها نفر را دستگیر کرد. آن تظاهراتها به خوبی نشان داد که در پشت آن حرکت که دست راست است خطر چپ خوابیده است!

این است بضاعت تظاهراتی و اعتصابی راست در حال حاضر. ما البته راست را دست کم نمی گیریم. بعلاوه میدانیم که نقطه قدرت راست در شکل دادن تحولات از بالا، قدرت رسانه ای بسیار قوی (مخصوصا که حالا بی بی سی هم تلویزیون 15 میلیون پوندی اش را راه می اندازد) و همینطور قدرت بسیج ناسیونالیسم و خرافه های ملی آنهاست. مهمتر از همه آنها میتوانند روی حمایت بیدریغ دول غربی حساب کنند. ولی اگر داریم راجع به اعتصابات و اعتراضات توده ای در متن اوضاع سیاسی ایران حرف میزنیم و بحث این است که حکومت اسلامی از چه چیز چنین سراسیمه شده و مانور ناجا راه می اندازد و اوباش اسلامی را به میدان می آورد، این بطور قطع از ترس "جنبش چپ جامعه" و "جنبش های اعتراضی مردم" و "حزب انقلابی مردم" یعنی حزب ما است. مقابله با نقطه قدرت های راست هم بر عهده ما است. یک وجه دیگر بحث حزب و قدرت دوگانه اتفاقا این است که راست را هم بیش از پیش  آچمز میکند. این را اگر لازم باشد میتوان مشروح تر صحبت کرد. ولی مردمی که  همین الان دارند تظاهرات و اعتراض  میکنند و شعار "سید علی پیونشه ایران شیلی نمیشه" و "مرگ بر دیکتاتور" و "حکومت اسلامی نمی خواهیم" به نرم شان تبدیل شده است،  دنبال "ما هستیم" و "کوروش کبیر" نمی روند. قدم بعدی برای این مردم را ما تعریف کرده ایم. بحث حزب و قدرت دوگانه از جمله برای همین مطرح شد.

 

8) بالاخره یکی دو  نکته دیگر را هم باید در مورد روش مبارزه  به این چپ بهانه جو و سرگردان بگوییم. از آنچه گفته شد پیداست که ما از رانت امنیتی راست (بهر اندازه که دارد) در فراخوان دادن تظاهرات  برخوردار نیستیم و باید محتاط باشیم. تجربه "ما هستیم" اتفاقا بخوبی نشان داد که فعلا ما نباید در پی فراخوان دادن تظاهرات هایی از آن نوع به نام حزب باشیم. ما باید به شکل پیچیده تر و عمیق تر و متین تر و موثرتری عمل کنیم. ما قدم به قدم حلقه محاصره را دور رژیم اسلامی تنگ میکنیم. بطریق اجتماعی، با بسیج نیروی جنبشی و توده ای که امکان ضربه زدن رژیم اسلامی را به حداقل ممکن برسانیم. به وقت خودش ما بنام حزب فراخوان تظاهرات و اعتصاب خواهیم داد. اما وقتی این کار را میکنیم که توازن قوای فعلی را بدرجاتی تغییر داده باشیم. وقتی که فعالیت به نام حزب دیگر به اندازه کافی وسیع و توده ای و علنی باشد که کمابیش به یک نرم تبدیل شده باشد. برای اینکه به آنجا برسیم بر ساختن حزب و  حزبیت از یکسو و در عین حال به چالش کشیدن حکومت در همه زمینه ها و متشکل کردن مردم حول سیاست های حزب برای دخالت در اوضاع از سوی دیگر تاکید میکنیم. بحث حزب و قدرت دوگانه دقیقا پاسخی به این است. نقشه ای است که وجوه مختلف این خط تاکتیکی را یکجا بیان میکند.

این فقط بخاطر جلوگیری از صرف هزینه های انسانی نیست. این بجای خود، مساله فقط احساس مسئولیت نسبت به انسانها و جان و امنیت شان در یک حرکت معین نیست. (اینهم البته یک وجه تمایز بین راست و چپ و هپروت و پاروزمین است!)  مساله اینجاست که ما حقیقتا دنبال کم خطر ترین مطمئن ترین کم هزینه ترین راه پیروزی مردم ایران بر جمهوری اسلامی هستیم. این راه حل دست ما کمونیست ها و کارگران دست حزب کمونیست کارگری است.   مساله اینجاست که ما از به میدان آمدن توده ها منظورمان صرفا حرکت خودجوش، بدون سازمان و بدون رهبری نیست. راستش آن دست ما نیست. ما روی چیزی که دست خودمان است نیرو میگذاریم.  ما به دقت در پی شکل دادن اوضاع بنحوی هستیم که خودمان میخواهیم.  اینکه چقدر موفق شویم بستگی به کار و تلاش و هوشیاری و سنجیدگی ما دارد. ولی هر اندازه که اوضاع ایران با دخالت منظم و متشکل کارگران و مردم پیش برود پیروزی حزب کمونیست کارگری و مدنیت و رفاه و شادی تضمین شده تر و امکان پذیرتر است. این در واقع ما را وارد بحث دیگری میکند که سیر محتمل و مطلوب اوضاع چگونه است. چگونه کمونیسم در ایران امروز میتواند پیروز شود؟ چه الگویی باید داشته باشد؟ الگوی اکتبر؟ الگوی 57 یا الگویی خودویژه. جوانبی از این بحث را امیدواریم در بخش های آتی این نوشته دنبال کنیم. اما همینقدر بگوییم که بهانه جویی منقد ما که شما چرا یک اعتصاب نمی نوانید سازمان بدهید نه فقط ناشی از عدم درک ایشان از توازن قوا و روش های مبارزه در جمهوری اسلامی است، بلکه بیانگر این است که  نقشه و تصوری برای پیروزی ندارند. البته تعجبی ندارد. چون اصلا قصدش را هم ندارند. ایشان جونیور سیاست است. چنان که می بینید به این روزگار میگذرانند که نقی به ما بزنند و برای اینکه مثلا حرفشان را ثابت کنند کل چپ و اعتراض کارگری و رادیکال جامعه و حزب ما را یکجا با "ما هستیم" تاخت میزند. البته در "برزخ خواب و بیداری"!

 

-----------------------

1) منظور مقاله "پوپوليسم مزمن، در باره بحث حزب و "قدرت دوگانه" حميد تقوائى" نوشته سياوش دانشور است که در سه شماره گذشته به آن پرداخته ایم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 1:24 توسط سعید ولدبیگی |